مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( اربعین حسینی )
صد بـار اگر شویم فـدای تو یا حـسین کـاری نکـردهایـم بـرای تو یا حـسـین چشمان ماست در عـطش نینوا، فرات در جان ماست شور و نوای تو یا حسین امـسـال اربـعـیـن تو به دیـدار مـا بـیـا میقـات ماست بزم عزای تو یا حـسین شکر خدا که سجده به خاک تو میبریم در هر نماز رو به خـدای تو یا حسین صد لعن و صد سلامِ زیارت، شهود ماست تسبیح ماست اشک عزای تو یا حسین تا شاهراه «سیر الی الله» کـربـلاست در قلب ماست شوق لقای تو یا حسین از کوچهها به کربو بلا کوچ میکنیم هـمـراه دسـتههای عـزای تو یا حسین این روضهها مسیر رسیدن به کربلاست قـربـان ذکـر راهگـشـای تو یا حـسـیـن میـثـاق ماست با شهـدای تو یا حـسین آن وارثان صدق و وفـای تو یا حسین ای کـربـلا مـقـام شـهــیــدان راه حـق ای کـربـلا حـریـم خـدای تو یا حـسین ای اربـعـیـن روایـت فـتـح قـریـب تـو قـربـان مـنـطـق شـهـدای تو یا حـسین ای اربـعــیـن رســانـۀ خـط قــیــام تـو ای اربـعـین پـیـام عـزای تو یا حـسین ای اربعین قیامت «هل من معین» تو ای اربعـین صدای رسای تو یا حسین باید که لب به نـغـمـۀ لـبـیک باز کـرد بـایـد که داد دل به نـدای تو یا حـسین مـا مـلـت امـام حـسـیـن و شـهـادتــیـم اسـلام ناب مـاست ولای تو یا حـسـین یک مـلـتـیـم تـابـع هـفـتـاد و دو شهـید یک اُمّـتـیـم تـحـت لـوای تو یا حـسین حُسن ختام آن به شهیدان رسیدن است عمری که سر شود به هوای تو یا حسین تـا انـتــقــام خــون تــو آرام نـیـسـتـیـم عـمـری گـریـسـتـیم برای تو یا حسین تا خـیـمهگـاه سبز فـرج میتوان رسید از خـیـمـۀ سـیـاه عـزای تو یا حـسـین تـو وارث رسـولی و مـا وارث تـوأیم میـراث ماست مرثـیههای تو یا حسین از جد خود عمامه به سر داشتی چه شد؟ کو پیرهن؟ کجاست ردای تو یا حسین؟ تـیـر سـهشـعـبـه بـود و دل داغدار تو تیری که خون گریست برای تو یا حسین پـنـجـاه سـال سـیـنـۀ تو تـیـر میکـشید تـیر سـقـیـفـه بـود بـلای تو یا حـسـین با خون محاسنت دم آخـر خـضاب شد اینگونه بود رنگ حـنای تو یا حـسین ای روی لالهگون تو هردم شکـفـتهتر مشـهـود بود شـوق لـقـای تو یا حسین فــریــاد اســتــغــاثـۀ تـو تـا بـلـنـد شـد لـرزیـد پـیـکـر شـهـدای تو یا حـسـیـن دیـدی حـرامـیان به حـریـم تو تاخـتـند طاقـت نمـانـده بود برای تو یا حـسـین تــابـی نــبـود تـا بــتــوانـی بــایـسـتـی نیزه شکـسته بود عـصای تو یا حسین از فرط تـیر، جای جـراحات محو شد اثـبـات شد، مـقـام فـنـای تو یا حـسـین ای ذکر تو «رضاً بقضائک» به قتلگاه ای «ارجعی» جواب دعای تو یا حسین ذکـر خـدا به لـعـل لـب تـشـنـۀ تو بود جوهر ولی نداشت صدای تو یا حسین فریاد از آن دمی که صدایت نمیرسید دردا به نی دمـیـد نـوای تو یا حـسـین تن در نشیب مقتل و سر بر فـراز نی طی شد چگونه سعی و صفای تو یا حسین؟ آن خیمههای سوخته، غـمخـانۀ تو شد آن شب چه گرم بود عزای تو یا حسین زینب به هر نماز شبش بر تو میگریست با یـاد الـتـمـاس دعـای تـو یا حـسـیـن ای وای دخترت که به دستان بسته دید در دست باد، زلف رهای تو یا حسین پیـچـیـده بود از سر گـلـدسـتـههای نی عـطر اذان کـربو بـلای تو یا حـسین |